عاشقانه برای عشقم

عاشقانه می نویسم برای تو همراه همیشگی من

سلام سلام سلام سلام سلام

 

آقایون و خانومها، دخترا و پسرا، خلاصه اون اتفاقی که

دو ساله منتظرشیم افتاد.....


امین جونم از امروز رسما رفت سر کار

 

 

هوررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

البته ما این کارو مدیون دایی جونم و زن دایی گلم هستیم.

از همینجا دستای داییم و می بوسم و بهش میگم دوسش

دارم تا ته ته ته ته ته ته ته ته ته آسمونا.

از این به بعد به امید خدا با خبرهای بهتر و انرژی بیشتر

از این میایم پیشتون.

از تک تکتون میخوایم که برامون دعا کنید تا همه چیز زود

زود درست بشه.

مثل همیشه دوستون داریم و یه دنیا آرزوهای خوب

براتون می کنیم. مراقب عشقاتون باشین.

 

 

امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۳۱ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

سلام به همه شما دوستای خوب


***سال نو به همه مبارک***

امیدواریم سالی سرشار از عشق و سلامتی و شادی و

موفقیت داشته باشید.

اگه قرار باشه از سالی که گذشت بگیم باید بگیم از این دو

سه سالی که گذشت خیلی خیلی خیلی بهتر بود

برامون دعا کنید که همه مشکلاتمون زود زود حل بشه و

ما با یه عالم انرژی بیشتر بیایم پیشتون.


بازم سال نو به همتون مبارک، آرزوهای قشنگتون و

برامون بنویسید که ما بازم بیشتر به همه چی زندگی

تو این دنیا امیدوار بشیم.

 

راستی چند تا عکس خوشگل نوروزیم تو ادامه مطلب براتون گذاشتیم

امیدواریم خوشتون بیاد


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

سلام به همه دوستای خوبمون مخصوصا اونایی که جویای حالمون هستن

تو این مدتی که آپ نکردیم مهم ترین اتفاقی که افتاده اینه که من (نیلوفر) رفتم سر

یه کاری که ماهی 340000 تومن حقوق میگیرم و از این ماه بیمه هم میشم.

انصافا امین خیلی حمایتم کرده و سعی کرده سختیها و روزایی که کارم طولانی 

شده رو تحمل کنه (البته وظیفشه چون من بیشتر از اینا حمایتش کردم و میکنم!)

امروز روز تولد امین جونمه که بیشتر از همه دنیا دوسش دارم

 

امین جونم تولدت مبارک

 

اینم کیک خشگل تولد عزیز دلم

 

 

اینم یه عکس ویژه که خود امین میدونه جریانش چیه

امسال بعد از سالها اولین سالیه که من و امین واسه روز تولدش کنار هم نیستیم.

دیروز رفت شمال آخه مامانش و باباش هفته پیش رفتن مکه و 2 روز دیگه میان.

امین جونمم رفته خونه رو یکم مرتب کنه و وسایل و کارای مربوط به اومدن

مامانش اینارو آماده کنه.

به جاش امسال ولنتاین رمنسی داشتیم. راستی

 

ولنتاین به همتون مبارک

 

یه عالمه عکس و مطلب خشگل براتون توی ادامه مطلب گذاشتیم که امیدواریم

خوشتون بیاد.

درست به همان اندازه که این روز را دوست داریم، استرس و اضطراب زیادی

هم داریم. باتوجه به بالا رفتن شدید قیمت‌ گل و شکلات و جواهرات به مناسبت

این روز، فشار و استرس برای پیدا کردن هدیه مناسب غیرقابل‌اجتناب است. البته

تمام سعی ما این است که هدیه را از صمیم قلب به عشقمان بدهیم و می‌دانیم که

عشق باارزش‌ترین قسمت این اتفاق است. اما بااینحال، کنترل استرسمان کمی

دشوار است.

بااینکه احساس می‌کنید باید حتماً در این روز به عشقتان هدیه‌ای بدهید اما منطقتان

را فراموش نکنید. در زیر به 7 کاری که باید شدیداً از انجام آن در این زمان از

سال خودداری کنید اشاره می‌کنیم:

بقیش با یه عالمه عکس خشگل تو ادام مطلب...   راستی نظر یادتون نره!


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

مثل تیتری که انتخاب کردیم

سلام با نهایت شادی و خوشحالی و احساس خوشبختی

(نیلوفر): راوی این پست تنها خودمم و امین فقط داره نگاه میکنه.

دنیا برای من هر روز و هر روز متغیر و متفاوت. تا چند

وقتی بعد از آپ قبلی حال خوشی نداشتم و دچار افسردگی

شده بودم به صورت حاد. دائما گریه میکردم ومنی که

حراف بود کاملا ساکت شده بودم و خیلی عصبی و غمگین و

جالبه که امین هر روز و هر روز حالش خوب میشد و از

حال وهوای غم و بلاتکلیفی بیرون میومد و چاق هم شده بود

البته وقتی میدید من حالم خوب نیست شدیدا بهم میریخت و

ناراحت میشد اما حال و هوای خوب بهش قالب بود.

 

خلاصه طبق معمولی که خیلی خفن با دنیایی از اشک با خدا

درد دل می کنم حالم خوب شد و رفته رفته حال وهوای

خوب امین رو من هم تاثیر گذاشت به همون دلایلی که تو

پست قبلی هم بهش اشاره کردم یعنی تنها به خاطر احترام به

خواسته امین تلاش کردم که امین به هدفش برسه هرچند که

کماکان مخالف بودم و هستم اما تو این روزا با صحبتهای

زیادی که با امین داشتم خیلی بیشتر قانع شدم که امین

بازیگر بشه.

 

اما همه شما شاهد باشین که اگر امین بازیگر شد و من و ول

کرد و آدم بد و هرزه ای شد و خلاصه از اینی که من امروز

عاشقشم دور شد بهم حق بدین که تا ابد بگم هیچ مردی لیاقت

اعتماد رو نداره و کمک کردن بهشون برای رسیدن به

هدفشون اشتباه محضه چون مردها ذاتا بی جنبه و بی

ارزشن باید همیشه عقب بمونن (امین ناراحت شده و داره

میگه آخه خانوم این چه حرفاییه میزنی مگه هرکی بازیگر

میشه آدم بد وهرزه ای میشه؟! من نظر خودم و نمیگم و به

صورت سه نقطه نشون میدم  ...)

اما.....................

 

امین دانشگاه قبول شده اونم تو رشته گیاه پزشکی

 

البته مامانم هم تو همین رشته تو همون دانشگاه قبول شده

دیروز که سه نفری رفتیم دانشگاه برای ثبت نام خیلی خوب

بود من حس خیلی خوبی داشتم احساس میکردم که دنیای

جدیدی در انتظار امین.

دنیایی که امین رو به ترقی و تعالی بیشتری هدایت میکنه و

من از این موضوع خیلی خوشحالم. مامانم و امین خیلی

خوشحالن که دانشگاه قبول شدن و منم از خوشحالیشون

خیلی خوشحالم شما هم براشون دعا کنید که موفق بشن.

راستی قرار شده امین بره کلاسای بازیگری آقای سمندریان

یعنی من دنبالشم که بره، + باشگاه هم میخواد بره، اگر یه

کار نیمه وقت هم پیدا کنه حتما میره و اگر وقتی براش موند

کلاس زبان یا موسیقی هم میخواد بره. خلاصه برنامش خیلی

شلوغه تنها چیزی که این وسط معلوم نیست تاریخ روز

عروسیمونه البته امین خودش میگه که روز عروسیمون در

اولویت برنامه هاشه البته نمیدونم چرا ولی اگه راستش و بگم

باورم نمیشه آخه با این برنامه شلوغ به نظر شما میشه؟!

 

خلاصه بیشتر از این سرتون و درد نمیارم بابت اینم که

واسه پست قبل خبرتون نکردم معذرت میخوام اگر ممکنه

اون پست رو هم بخونید و نظر بدین خواهشا

+ برام دعا کنید زندگیم سر و سامون بگیره دنیا و روزا

داره خیلی سخت بهم میگذره.

امین به همتون سلام میرسونه. دوستون داریم. پیشمون بیاین

و تنهامون نذارین.

همیشه منتظر حضور گرم و پر مهرتون هستیم.

(این هم دستای هم من و امین که کماکان با عشق تو دست همدیگه است)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢۱ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()


Design By : Pichak