عاشقانه برای عشقم

دوستان عزیز وبلاگ ما با یکسری اختلالات مواجه شده هیچ گونه از تبلیغات و لوگو ها رو نشون نمیده در اولین فرصت که درست بشه حتما اقدام می کنیم. پس صبورانه منتظر تغییرات باشید. سپاسگذاریم.

سلام سلام سلام

یه دنیا شرمنده ایم که انقد تاخیر داشتیم مشکلات زندگی انقدر

مشغولمون کرده بود که واقعا متوجه نشدیم که کی  سال به

نیمه رسید

خلاصه خوب و بد داره میگذره ولی اگر بخوایم انصاف و

رعایت کنیم باید بگیم که امسال خیلی داره بهتر از پارسال

میگذره البته بیشتر برای امین

3/مرداد/90 من (نیلوفر) 22 ساله شدم و این مهمترین

رخداد زندگیم در نیمه اول سال بوده

تو این مدت سعی کردیم که بیشتر هوای همدیگرو باشیم و

زندگی رو آسونتر بگیریم و امین توی این موضوع خیلی

موفق تر بوده.

امین برنامه جدیدی برای زندگی طراحی کرده و داره با

سرعت نور به سمتش حرکت میکنه اصولا هم نظر من

چندان براش مهم نیست و فقط به من غر میزنه که منطقی

نیستی و تماما خودش منطقی

به هر حال ما کماکان هستیم و زندگی میکنیم نظرات پر

لطفتون رو هم دریافت می کنیم و حدودا 95% رو هم

پاسخگو بودیم.

بازهم منتظر نظرات پر مهرتون و حضور گرمتون هستیم.

 

(نیلوفر): من در ادامه مطلب کمی درد دل کردم که اگر

دوست داشتین میتونید بخونید و نظرات و پیشنهاداتتون رو

هم بگین من مشتاقانه منتظرتون هستم.

                                         دوستون داریم

                                                                        امین و نیلوفر

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٢ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

دل آبی احساسم میگرفت هنگام غروب

اگرانتظارسپیده بیهوده بود.

تقدیم به تک ستاره ی قلبم نیلوفر

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٧ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

سلام سلام سلام

بهار 90 به همه دوستان و بازدید کنندگان مبارک

یه سلام داغ چون دهه 80 تموم شده و وارد دهه 90

و سال 90 شدیم.

از حق نگذریم اونقدرا هم که انرژی فرستادیم اول

 سال رو خوب شروع نکردیم. (البته خیلیم بد نبود)

امروز که داریم این پست رو میزاریم چند روز بود

 من و نیلوفر جونم از هم دور بودیم. امروز صبح که

 تو راه برگشت پیش نیلوفر جونم بودم اینو براش نوشتم

 که خدا رو شکر خیلیم خوشش اومد و مثل همیشه کلی

تحویل بارونم کرد. برای شما هم میزاریم شاید خوشتون بیاد.

تقدیم با دنیایی از عشق و محبت به همسر عزیزتر از جونم

نیلوفر خانوم گلم:

 

 

ورق بزن صفحه را.

از سر خط نوشته های نا نوشته را آبی بخوان.

بنویس از سر خط شعری سپید با سایه روشن های

قرمز و خاکستریهای نامرئی

بخوان با من از سر سطر، ترانه ای اساطیری

 در کالبدی از بهار

سبز باش با من تازه شکفته، سبزتر ازشالیزارهای باکره

ورق بزن صفحه را تا پشت تصاویر راه راه

صفحه ی دیگر سپید است و سفید

با چشمانت عشق را رنگی بنویس؛

آبی، نبلی، قرمز، لاجوردی.../

 

در سال جدید امیدواریم دوستان بیشتری

پیدا کنیم و به هدف اصلیمون برسیم.

لطفا دعا کنید من زودتر ه کار خوب پیدا

کنم وگرنه بابای نیلوفر جونم می کشتم.

دوستون داریم یه عالمه

همیشه منتظر حضور گرم و پرمهرتون هستیم.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٥ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

سلام

امشب یه جورایی با لحن جدی می خوایم آپ کنیم. میخوایم

 از سال٨٩ که بر ما گذشت بگیم.

کلیت قضیه اینه که سال بدی داشتیم. اما در کنار همه

 بدی ها، تلخی ها و سختی ها روزهای خوب و خوش

مثل همین امروز کم نداشتیم.

از قبول شدن من توی اون جشنواره صدا و رفتن به

 کلاس های گویندگی تا روزهایی که فکر نمیکردیم

اگر توی اون روزها قرار بگیریم حتی بتونیم تبسم

 بکنیم چه برسه به خنده و شادی و عاشقی کردن.....

بدترین اتفاقات امسال بیکار شدن امین و بعد اتفاقاتی

 بود که در شهریور ماه امسال رخ داد و واقعا من رو

به شخصه دچار شک روحی و روانی شدیدی کرد که

 کماکان عوارضش با من مونده به هر حال هرچی که

 بود گذشت و توی این مدت مدیون یک نفر شدیم که

فکر نکنیم با هیچ چیز و هیچ کاری بتونیم الطافش رو

 جبران کنیم.

اون هم مادر عزیزم که اگر نبود نمیدونیم چی به سرمون

میومد چه از لحاظ مالی چه از لحاظ روحی که تا

جایی که تونست بهمون انرژی ودلگرمی داد.

مامان مژگان عزیزم خیلی دوست دارم و از خدا

میخوام بهم قدرت بده تا قدری از محبتات رو

بتونم جبران کنم.

بی خیال ما مطمئنیم که در سال ٩٠ اتفاقات خوب

 در انتظار ما نشستن و ما با انرژی خاصی میخوایم

 وارد سال جدید بشیم شما هم دعامون کنید تا در اولین

فرصت امین عزیزم یه کار خوب پیدا کنه.

مطلب جالبی رو در مورد هفت سین ایرانی براتون

آماده کردیم که امیدواریم خوشتون بیاد

از صمیم قلبهامون که مثل همیشه یکیه امیدواریم

سالی سرشار از موفقیت، سلامت، سعادت، عشق،

 شادی، شادکامی و تحقق تمام آرزوهای قشنگتون باشه.

موقع سال تحویل تو رو خدا دعامون کنید.

دوستون داریم یه دنیا

بهــــــــار ٩٠ مبــــــارکـــــ

سفره هفت‌سین ایرانی

هفت‌سین سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌آرایند.

آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای پنج

 ویژگی زیر باشد:

1.پارسی باشد؛ 2.با بند واژهٔ «س» آغاز شود؛

3.ریشهٔ گیاهی داشته باشد؛ 4.خوردنی باشد؛

5.اسم مرکب نباشد. یعنی نام آنها از واژه های

ترکیبی ( مانند سبزی پلو، سیر ترشی، سیب زمینی

 و مانند آنها) ساخته نشده باشد.

با نگرش به آنچه که آمد، شگفتی بزرگیست که در

 بیست میلیون واژه‌ی پارسی، نمیتوان هشتمی را

 برای هفت سین‌های نوروزی پیدا کرد که دارای

این پنج ویژگی باشند.

 

بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد

- اگر چه با بند واژهٔ «س» هم آغاز شده باشد -

نمی‌توان جزء هفت سین به حسابش آورد. در زبان

 پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را

 دارا هستند:

1.سیر : نماد اهورامزدا

2.سیب: نماد فرشته سپندار مذ، فرشته زن، باروری و

پرستاری است.(اسفند)

3.سبزی: نماد فرشته اردیبهشت و نماد زندگی دوباره است.

4.سنجد : نماد فرشته خرداد و نماد عشق است.

5.سرکه: نماد فرشته امرداد و نماد صبر و شکیبایی و

جاودانگی است.

6.سمنو : نماد فرشته شهریور و نماد خواربار است.

7.سماغ: نماد فرشته بهمن و نماد باران یا رنگ طلوع

خورشید است.(بدانید که سماغ واژه پارسی است و نباید با

بند واژه "ق" نوشته شود و سماک نام نژاده آن است.)

 کلمات مرکب مانند سیب زمینی و سیرترشی و کلماتی

که مربوط به غیر روییدنی خوراکی مانند سپند، سنبل و

 سکه و ... باشند در این محدود قرار نمی‌گیرند و جز

سین‌های اصلی شمارش نمی‌شوند.بر این پایه: - سنبل

(نه خوراکی است نه پارسی) تازی است - سکّه (نه

 خوراکی است نه پارسی) تازی است - سماور (نه

 خوراکی است نه پارسی) روسی است. همچنین سوزن

و سیخ و سه پایه و مانند اینها.

 

هرچند که در سفرهٔ هفت سین باید به هرحال هفت جزء که

با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده

شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین،

تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره

می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش

سلیقگی را اعمال می‌کنند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٢۸ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

(نیلوفر): سلام با یه عالمه خبر خوب اومدم.

اولیش که مهم ترینشه تولد امین عزیزم

 

*امین عزیزم ٢٨ سالگرد*

*تولدت مبارک*

 

امین عزیزم بیشتر از همه چیز و همه کس بعد از خدا

دوست دارم، عاشقتم و دیوانه بار میپرستمت

ایشا الله به همه آرزوهای قشنگت برسی و ١٠٠٠ ساله بشی

سالم و سلامت.

خبر دوم اینکه دقیقا همین امروز صبح امین جونم کار پیدا

کرد. خیلی عالی نیست اما از بیکاری خیلی بهتره البته

کارش فوق العاده با کلاس و شیکه و کلیم مزایا داره.

از همه شما دوستان ممنون که به جشن ما اومدین...

ازتون میخوام که برای امین عزیزم آرزوهای قشنگتون رو

هدیه بدین.

منتظر کادوهاتون که از ذهن پر شورتون نشات میگیره

هستیم. دوستون دارم یه عالمه.

بعدا نوشت:

اینکه امشب چجوری گذشت رو هم در ادامه مطلب

نوشتم.

به زودی براش رمز میزاریم پس زود بخونیدش البته به

دوستانمون بعدا هم رمز میدیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢۸ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

بعضیا از اینکه چرا روی شب یلدا گیر کردیم عصبانی شدن

پس با تمامی احترامی که برای همتون قایل هستیم

تقدیم به شما:

 

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

 

 

اولا:قابل توجه دوستان عزیز لطفا اگر آپ کردین

خبرمون کنید چون ما بی دعوت جایی نمیریم +

اینکه متاسفانه وقت نداریم به تمامی دوستانمون مدام سر

بزنیم پس اگر زحمتی نیست خودتون بهمون خبر بدین.

 

نکته بعدی اینکه ما دیر آپ نمی کنیم ما آرشیو وبلاگمون

کلا ماهیانه است و ما ماهی یکبار آپ میکنیم و چکیده

اتفاقات رو می نویسیم چون از اینکه بخوایم از دَر  باز و

بسته کردن خونمون تا ١ دقیقه قهر و آشتیامون بنویسیم

خوشمون نمیاد باز اگر راجع به این موضوع کسی از

دوستان نظر خاصی داره حتما بهمون بگین به طور حتم به

نظر شما احترام میزاریم. 

 

 

دوما:مسلما تمام اینایی که میگیم ۵١ درصدش تقصیر

امین بوده و بقیشم تقصیر اینکه من زود قاطی میکنم.

 

و اما سوما که اصل مطلبه: (نیلوفر):

امین آقا جمعه کنکور داشت وقرار بود بره جمعه ساعت

١١صبح که از خواب بیدار شد گفت نمیره و من هم شدیدا

عصبانی شدم و  برای اولین بار بعد از این ٣ سال شدیدا با

هم دعوا کردیم و به قدری داد زدیم که خودمون هم گرخیده

بودیم بعد که آروم شدیم من الکی شروع کردن به زدنش

که........................

یه دستموگذاشتم رو زمین تا الکی بااون یکی دستم بزنمش

یهو انگشت کوچیک دست چپم در رفت البته باید بگم یکی

از دلایل نرفتن امین به اون کنکور کذایی فوت مادر بزرگش

اونم صبح همون روز بود.

خلاصه من تا شنبه بعد از ظهر درد رو تحمل کردم و در

نهایت شنبه به اصرار امین و البته ورم شدید دستم،

کبودیش و درد شدیدی که داشتم به دکتر رفتم و فعلا تا ٢

هفته باید دستم تو آتل باشه اما کماکان دستم درد میکنه.

راستی دیروز جلسه آخر دوره مقدماتی کلاس گویندگیم بود.

آقای احتشامی یکی از استادهای دوست داشتنی من در این

آموزشگاه دیروز کل مطالب این سه ماه رو برامون

جمع بندی کرد و یکشنبه هفته آینده امتحانمونه.

 البته باید از زحمت های استاد های دیگم مثل سرکار خانم

بابایی یکی از سر دبیران موفق رادیو فرهنگ، جناب آقای

فکی یکی از خوانندگان خوب و دوست داشتنی و استاد

دوبلورم جناب آقای مرو دشتی که تشویق هاشون من و به

آینده کاریم امیدوارتر کرد هم قدر دانی کنم که خیلی کمکم

کردن تا پیشرفت کنم.

از دوستان میخوام که دعام کنن تا بتونم با نمره عملی و

کتبی بالا وارد دوره میانی بشم.

راستی برنامه آقای احتشامی روزهای دوشنبه، سه شنبه و

چهارشنبه ساعت ٩ از رادیو تجارت روی موج ٢/١٠٧

مگاهرتز پخش میشه دوست داشتین میتونید گوش کنید.

 

امین: سلامون علیکم با اجازه نیلوفر خانوم یه عرضی

داشتم آخه بازم می خواست بنویسه دستش خسته شد.

 دوستای خوب، ما زیاد دعوا نمی کنیم اما اگر سر

موضوعی باهم تفاهم نداشته باشیم با همه دلخوری ها

سریع آشتی می کنیم و نا خودآگاه همه چیز رو فراموش

می کنیم و همیشه لحظات بعد از دعوامون بهترین و

خاطره انگیز ترین لحظه های زندگیمونه چون بیشتر از

همیشه قدر همدیگرو می بینیم.

 

 

همین نقطه سر خط .

(امین و نیلوفر):

همیشه مشتاقانه منتظر حضور گرم و پرمهرتون هستیم

پس تنهامون نذارین

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

سلام

یه سلام خیلی گرم و پر مهر. خدا میدونه چقدر دلمون براتون تنگ

شده بودو فقط خدا میدونه تو این چند وقتی که نبودیم چه روزای

بد و سختی رو گذروندیم که از ته دلامون که بازم یکی شد

امیدواریم برای هیچ کس اتفاق نیوفته ما تا مرز طلاق رفتیم و فقط

خدا و تلاشهای خودمون ما رو دوباره به هم متصل کرد. هیچ

کس،از خانواده هامون تا دوستامون حتی خودمون باورمون

نمیشد و نمیشه که اون روزا اتفاق افتاد. روزایی که سو تفاهمات و

حسودی دیگران  داشت ما رو از هم جدا میکرد اما محک خوبی

برامون بود چون مطمئن شدیم از عشق خالصی که تو قلبامون موج

میزد، چون نذاشتیم زندگیمون خراب بشه چون غرور و گذاشتیم

کنار و برای کنار هم موندن بهم التماس کردیم و با اشک و التماس

زندگی پر عشق و شاد گذشتمون رو از خدا طلب کردیم و خدا

هم لطفش رو در حق ما تموم کرد و تمامی موانع رو از سر

راهمون برداشت و اوضاع رو حتی خیلی بهتر از قبل کرد. بازم

خدا رو بی نهایت شکر به خاطر خلوص عشقمون.

 

یه پیشکش هم براتون داریم که امیدواریم خوشتون بیاد.

دوستون داریم همیشه و همه جا

امین و نیلوفر

 

دخترک شانزده ای ساله بود که برای اولین بار عاشق

 

یک پسر شد. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و

همیشه شاگرد اول کلاس بود.


دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را

به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه

می داشت و دورا دور او را می دید احساس خوشبختی

می کرد.

در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را

گرم می کرد.

او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر

روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت

و کاغذ رابه شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک

بطری بزرگ می انداخت.

دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری

مثل او  دختری با مــوهای بلند و چشمان درشت را

دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیــاه ولی کوتاه داشت و وقتی

لبخند میزد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.

در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر

با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت.

یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای

دوست پسرهای خودنامه می نوشتند یا تلفنی با آنها

حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از

مدتها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای

نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.

روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را

بدون توجه پشت سر می گذاشت.

به یاد نداشت چند بار دستهای دوستی را که به سویش

دراز می شد، رد کرده بود.

در این چهارسال تنها در پی آن بود که برای فوق

لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته

شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را

کوتاه نکرد.

دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد

دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل

شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر

مثل گذشته ادامه داشت وبطری های روی قفسه اش به

شش تا رسیده بود.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که

شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال

ورشکستگی است.

همسـرش از او جداشده و طلبــــکارانش هر روز او را

آزار میدهند.

دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.

شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف

زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش

در آن بود در دست پسر گذاشت.

پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند

دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.

زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و

تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های

دختر تجارت خود را نجات داد.

روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و

۲۰درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه

را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست

هستیم، مگر نه؟

پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.

چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک

زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.

مدتی بعد دختر به شدت مریض شد،در آخرین روزهای

زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می

ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای

خانواده اش، پسر را باز شناخت و گفت: در قفسه

خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای

من نگهدارید؟

پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال

استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در

دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی

این ستاره چیست؟

مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش،

مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک

جواب داد: از بطری روی کتابخانه پیدایش کردم.

پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟

پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟

کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود:

  * معنای خوشبختی اینست که در دنیاکسی هست*

   

           *که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد*

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٠ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

سلام سلام سلام سلام

 

هوراهوراهوراعید سعید فطر به همه شما دوستای

گل و مومنمون مبارکهوراهوراهورا

 

انشا الله که طاعات و عبادات همتون مورد قبول درگاه

 

رحمت خدای متعالی قرار گرفته باشه.

 

و از ته دلامون که مثل همیشه یکیه امیدواریم همه دست پر

 

از مهمونی خدا اومده باشین و حاجتاتون رو گرفته باشین،

 

چون ما تو روزای آخر یکیش و گرفتیم.

 

مثل همیشه یه پیشکش هم داریم که امیدواریم خوشتون بیاد.

 

راستی شرکت تو مسابقه انتخاب بهترین وبلاگ

 

ماه هم که یادتون نمیره ما چشممون به کلیک

 

های شماست.

 

با یه دنیا عشق تقدیم به همه شما دوستای خوبمون (نیلوفر) و

 

البته همسر عزیزم (امین) همچنین...

 

امین: نیلوفر عزیزم زندگی سختی های زیادی داره همه تو

 

سالهای اول ازدواجشون لحظه های شیرین رو بیشتر از لحظه

 

های تلخ تجربه می کنن. ما تو این مدت کم سختی نداشتیم

 

اما وجود آروم و صبورت از یادمون برد که داره بهمون

 

سخت میگذره لحظه ها رو شیرین تر و عاشقانه تر از قبل

 

کردی و من هر ثانیه بیشتر به داشتنت افتخار میکنم و از

 

داشتنت احساس غرور میکنم و عاشقانه تر از قبل میپرستمت.

 

دوست داشتن کوچک شده واسه ابراز علاقم اما میدونم

 

نگاهم بهت میگه هر چند بعضی وقتا خسته و عصبیم اما

 

چقدر دوست دارم و بهت احتیاج دارم اگر تو نبودی تا الان

 

زیر مشکلات شونه هام خسته شده بود اما تو مردونه

 

مشکلاتم و با عشق بین من و خودت تقسیم کردی و داری پر

 

انرژی تر از من پیش میری.

 

نمیدونم چجوری باید تشکر کنم فقط باید بگم

 

"خیلی دوست دارم"

 

بچه ها ببخشید که یکم خصوصی شد...

 

نیلوفر: عزیزم ازدواج مشترک ترین کلمه دنیاست از غم و

 

شادی و سختی و تنهایی و خوشی گرفته تا یه بالش و یه

 

بشقاب و یه خونه و یه روح و جسمی که یکی میشه روزی

 

که بله گفتم به همه چیز بله گفتم و شریکت شدم و دوستت

 

و همراهت تا ابد نه شریک خوشی و آرامش و خوشبختیت

 

من شریکت شدم تا سختی ها رو با هم به شادی و خوشی

 

تبدیل کنیم. این کمترین وظیفه منه. من واسه یه لحظه لبخند

 

تو حاضرم جون بدم اینا که چیزی نیست.

 

بی نهایت دوست دارم و عاشقانه می پرستمت.

 

به قول محسن یگانه:

 

" دنیا رو بی تو نمیخوام یه لحظه"

"دنیا بی چشمات یه دروغ محض"

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی

 

گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و

 

در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

 

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را

 

پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش

 

میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا

 

رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل

 

انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم

 

میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که

 

شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از

 

دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش

 

را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت:

 

"من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".....

 

امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۱٩ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

سلام به دوستای خوبمون مخصوصا اونایی که به تازگی به

جمع ما پیوستن امشب با چشمهای اشکبار اومدیم تا بگیم

خیلی ملتمس دعاییم...

بچه ها ما دو تا یه مشکل خیلی بزرگ داریم از عید تا حالا

هم چند تاش حل شده اما بزگترینش مونده تو رو به حق هر

دلی که تو این شبا میشکنه دعامون کنید ...

دعا کنید مشکلاتمون حل بشه و با روحیه ی بیشتری بیایم ا

ینجا. ما هم همتون رو دعا می کنیم و از ته دلامون میخوایم

که به تمام آرزوهای قشنگتون برسین

این متن زیبا هم با یه دنیا عشق و نیاز تقدیم به همه شما

دوستای خوبمون..... :

شب عفو است و محتاج دعایم؛

زعمق دل دعایی کن برایم؛

اگر امشب به معشوقت رسیدی؛

خدا را در میان اشکهایت دیدی؛

 کمی هم نزد او یادی ز ما کن؛

کمی هم جای ما او را صدا کن؛

بگو یارب فلانی روسیاهه؛

دو دستش خالی و غرق گناه؛

بگو یا رب تویی دریای جوشان؛

در این شب رحمتت بر وی بنوشان.

* التماس دعا یه دنیا *

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٧ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 با یکم تاخیر خلاصه آپ کردیم

سلام

این نوشته توسط من (نیلوفر) دریکی از روزهای عاشقانه

و دور از امین عزیزم تقدیم بهش شده امیدواریم خوشتون

بیاد...

منتظر نظرات قشنگتون هم هستیم.....

 

   

   کجایی که دلم بیش از پیش مشتاق دیدار است و

غریبانه تو را به سوی خویش می خواند؟ دلی که همه

آرزویش را با تو تمام می بیند...

   نازنینم! برای چشمان چو دریای تو می نگارم که

آسمان بارانی چشمانم را به نم عشق در سرا پرده ی

بی زبانی ها فرا خواند و مرا در سرزمین دلتنگی ها

به تنهایی سپرد.

   دلتنگم؛ دلتنگ آن نگاهی هستم که غریبانه نگاهم

را خواهان است و مشتاقانه مرا به سوی خود می

خواند بدون آنکه بداند چقدر به این نگاه دلخوشم.

   دوستت دارم؛ قسم به آن خدایی که می پرستی

دوستت دارم و نگاه عاشقت را با دنیایی عوض
نمی کنم، حتی نگاه دیگری را به آستانه ی دل راه

نمی دهم.

   نازنین ترینم! خواهان دل مهربان و صمیمی توام،

کاش کنارم بودی تا تمام دلتنگی هایم رنگ بی رنگی

به خود می گرفت.

   تنها آشنای من در این وادی غم تو هستی، پس قول

بده هیچ وقت دل عاشقم را تنها نگذاری و همیشه

نگاهت را ارزانی چشمان همیشه عاشقم کنی.

  بدان تنها بهار دلم توئی و جز تو هیچ بهاری در دل

ندارم، پس باش تا هیچ بهار یا پاییزی به خود اجازه 

ورود ندهد.

دوست دارم بدون تااااااااااااااااا.............

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۸ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comنیلوفرم تولدت مبارکتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

 

ماههاست زیباترین جملات رو برای امروز کنار گذاشتم

ولی امروز همه فرار کردند پس ساده میگم:

همسر عزیزم تولدت رو با افتخار به داشتنت تبریک میگم.

تبریک خالی من و با سخاوت بی حدت بپذیر.

 

امروز جز یکی از قشنگ ترین روزهای دنیاست

چون نیلوفر عزیزم رو خدا از میون فرشته هاش

دستچین کرد و به من داد و من لایق این شدم که

در کنارش تا ابد خوشبخت باشم و از داشتنش لذت

ببرم و مثل عروسک هر لحظه از دیدنش غرق

اشتیاق وهیجان بشم. خدا رو هزاران بار شکر

می کنم و از ته دلم این روز قشنگ رو جشن

میگیرم چون نیلوفر قشنگ هدیه ی  زندگیه منه و

اگر نبود شاید من هیچ وقت معنی خوشبختی رو

درک نمی کردم 

      

 

 نیلوفر قشنگ و مهربونم زیباترین

روز دنیا روز تولد توست و من از صمیم قلب با

دنیایی از زیباترین و معطر ترین گلهای دنیا و

زیباترین هدیه های جهان این روز رو بهت

تبریک میگم.

عاشقانه دوست دارم و دیوانه بار می پرستمت

 

      

ایشا الله صد ساله بشی عزیزم 

 

اینم هدایای کوچیک من ببخشید که اینا کم و کوچیکن و

توبزرگ و سخاوتمند

تقدیم با یک دنیا عشق نیلوفر قشنگم

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتولدت مبارکتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

 

 

 

به ادامه مطلب هم برین باز هم مطالب زیبایی داریم

منتظرتونیم.....


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

 

 

  تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com سالگرد افتتاح وبلاگمون مبارک تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 

 سلام قبل از اینکه با امین دو نفری و با تبادل نظر هم

 

وبلاگمون و آپ کنیم من میخوام چند تا چیز کوچولو بگم؛

 

من سال پیش همچین موقعی این وبلاگ رو فقط به عشق

 

امین عزیزم و برای امین عزیزم ساختم چون می خواستم

 

تمام عشقم رو با پیدا کردن عکس ها و نوشته های خاص و

 

چیزایی که اون دوست داره بهش ثابت کنم بدون اغراق واقعا

 

دوسش دارم و دیوانه بار دوسش دارم وقتی با هم بحث

می کنیم  واقعا نمیتونم باهاش قهر کنم ونهایتا

 

اگر موضوع خیلی جدی باشه فقط چند ساعت باهاش کمتر

 

حرف میزنم و باهاش شوخی نمی کنم بعدشم زود باهاش

 

آشتی می کنم.

 

به هر حال یک سال از اون روز می گذره و عشق ما با

 

وجود اتفاقات تلخی که مخصوصا تو چند وقت اخیرخیلی

 

برامون افتاد اما پر رنگ تر از قبل شده شاید به جرات

 

می تونم بگم که مشکلات ما رو بیشتر بهم علاقمند کرد تا از

 

هم متنفر و دور...

 

به هر حال واقعا باور نمیکردیم که بتونیم در عرض یکسال

 

این  همه دوستای خوب پیدا کنیم اما حالا خیلی خوشحالیم و

 

به تک تکتون افتخار میکنیم و از حضور گرم و پر مهرتون

 

ممنونیم...

 

(امین:) مرسی عزیزم عشق تو همه جوره به من ثابت شده

 

بابت این هدیه ی خوشگلت هم که خیلی با وسواس بهش

 

رسیدگی میکنی هم واقعا ممنون...

 

حالا بیاین شمع های تولد یک سالگی وبلاگ و فوت کنیم

بهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.irبهاربیست                   www.bahar20.sub.ir 

 

 

 

 

    

 

   مبارکه     

             

 

       

 

(دونفری:) ما امشب رو برای جشن گرفتن این شب قشنگ

 

میخوایم بریم بیرون و این رو مدیون حضور گرم شما هستیم

 

و جای تک تکتون کنارمون خالیه...

 

تنهامون نذارین، بازم برای پر شور تر کردن اینجا کمکمون

 

کنید و همه ی اینا میسر نمیشه مگر با حضور شما و نظرات

 

قشنگ و پر لطف و امیدتون.

 

در کلبه ی کوچیک اما پر عشق ما همیشه به روی همه ی

 

شما دوستای خوبمون باز پس چشم به راهمون نذارین

 

دوستون داریم و منتظر حضور گرم و پر مهرتون هستیم.

 

        

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٧ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

بچه ها امشب با یه دنیا غصه اومدیم اینجا ناراحت دل شکسته ناراحت دل شکسته ناراحت

امشب رفتیم وبلاگ یکی از دوستامون

میخواد تا یه مدت نا معلوم بره ناراحت

علی عزیز یکی از بهترین دوستای مجازی ماست

خواستیم بهتون بگیم که براش دعا کنید یه عالمه

میخوایم که یه دنیا عشق بیاد تو قلب مهربونش

یه دنیا شادی و نشاط و خوشحالی و امید و عشق

میخوایم همتون و دعوت کنیم برین پیشش

یا خواهش کنید که نره یا دعا کنید که شاد وپر امید برگرده

اینم آدرس سایتش:

WWW.alinazeri.persianblog.ir

علی جون ما منتظرتیما همیشه و همه جا لبخند

دوست داریم یه دنیا با یک یه عالمه عشق و امید

امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٥ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

بازم سلام

بابت اینکه این چند روز آپ نکردیم معذرت میخوایم

درگیر همون مشکلاتی بودیم که قبلا گفته بودیم

اما خیلیم از شماها و این وبلاگ بی خبر نبودیم

ما باز هم با خواهش خیلی از شما دوستای خوبمون

و بای وفا به قولی که به دوستامون دادیم

با کلی تحقیق و گشتن خلاصه یه عالمه مطالب مفید

راجع به مسائل جنسی پیدا کردیم.

یه برنامه هم برای آپ کردن وبلاگمون داریم

فعلا تا یه مدت مشخص می خوایم این برنامه رو اجرا کنیم

یک روز در هفته مطالب جنسی (چیزایی که تکراری نباشه)

یک روز در هفته مطالب با مزه و خنده دار

یک روز در هفته تیریپ غم و بی وفایی و اینا

بقیه ی هفته هم به مطالب عشقیمون می پردازیم

باز اگه کسی نظری داشت یا موضوع خاص دیگه ای هم مد

نظرش داشت حتما برامون نذار بذاره تا ما از اون موضوع هم

تو برناممون استفاده کنیم

شرکت تو نظر سنجی هم که یادتون نمیره

اولین مطلبمون راجع به تاثیر رابطه ی جنسی روی سلامتی

با عرض معذرت هم به خاطر اینکه ثوابمون کباب نشه و

فیلتر نشیم براش پسورد گذاشتیم

برامون ایمیل یا آدرس سایت و وبلاگتون رو بزارین سریعا

پسورد رو براتون میفرستیم

یه خواهش برای درخواست پسورد برای همون پستی که قفل

نظر بذارین، مرسی.

همیشه دوستون داریم و منتظرتون هستیم.

امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٧ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

عشق گلی است که اگر آنرا به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید

هرگز قادر نخواهید بود که آنرا دوباره جمع کنید

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٤ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

انسان با سه بوسه تکمیل می شود:

١- بوسه مادر که با آن پا به عرصه خاکی میگذاری

٢- بوسه عشق که یک عمر با آن زندگی می کنی

٣- بوسه خاک که با آن به ابدیت می روی

البته ایشا الله که هزار سال عمر کنید و به همه ی آرزوهاتون برسین

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٤ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

مثل همیشه یه سلام پرعشق وگرم به همه دوستای خوب

*سال نو مبارک*

ما یعنی من و امین از ته دلامون که یکیه امیدواریم که

 این سال براتون جزبهترین سالهای زندگیتون باشه

از تک تک شما چه بار اول که به کلبه ی کوچیک و

 عاشقانه ی ما میاین چه از دوستای با وفا و همیشگیمون

هستین خواهش می کنیم که تو این سال جدید برای ما

خیلی دعا کنید ما یه عالمه مشکل داریم که فقط نیاز به یه 

عالمه دل پاک مثله دلای شما داریم تا برامون دعا کنن و

ما مشکلاتمون حل بشه

این چند وقتم که زیاد آپ نکردیم بخاطر همین مشکلاتمون بود

خوب زیاد موضوع رو غمگین نمی کنیم

چون تو کبه ی کوچیک ما تنها چیزی که جایی نداره

غم و غصه است.

البته ما هم در حق همه ی شما دوستای خوبمون دعا میکنیم

بازم امیدواریم سال خوب وشاد وپرعشق وانرژی داشته باشین

به امید اینکه همیشه کامیاب و کامروا باشین

امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم

چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

دیگر به خلوت لحظه هایم عاشقانه قدم نمی گذاری...

دیگرآمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی بینمت...

سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام...

من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه گذرانده ای؟!

من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید...

دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است./

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

آرزویم اینست...

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد...

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز...

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی...

عاشق آنکه تو را می خواهد...

و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تورا دوست بدارد

به همان اندازه...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن

و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است

دور از تو بودن و برای تو گریستن

و به عشق و دنیای تو نرسیدن

ای کاش میدانستی بدون تو و به دور ازدستهای مهربانت  

زندگی چه نا شکیباست...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۸ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۸ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۸ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۸ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

واینم آخرین پست ما برای ولنتاین و اسپندارمزگان

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۳٠ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

 

 

 

 

البته این عکسارو از وبلاگ دوستان خوبم

رها و ثنای عزیز هدیه گرفتم

رها جان، ثنای عزیز ممنون

نیلوفر

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۳٠ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

و این تنها چیزیه که می تونم بهت بگم

امین عزیزم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٧ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٧ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٧ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comسلام سلام سلامتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

یکی ازمهمترین و هیجان انگیز ترین اتفاقای

زندگیم تا چند ساعت دیگه اتفاق میفته

تا چند ساعت دیگه تاریخ عوض میشه

و میشه ٢٨/١١/٨٨

اونوقت میشه تولد امینهورادلقکهورادلقکهورادلقک

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

اینام گروه خوانندگان و رقاصان اختصاصی

من برای تولد امین هستن:

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

اینم امین کنار کادوهاش

بهاربیست                   www.bahar-20.com  بهاربیست                   www.bahar-20.com

با تمام وجودم آرزومه که همیشه سالم

باشه و سر حال و خوشحال وخندون

امین عزیزم با تمام وجود میگم

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

امیدوارم تمام این ناچیزها

هدیه ی کوچیکی باشه

برای بهترین باشکوه ترین و زیباترین

روز دنیا

تولد امین عزیزم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٧ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com 

 

 

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

 

 

.

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

 

 

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٧ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

تقدیم با عشق به امین عزیزم 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

 

 

امیدوارم که این پیشکش کوچک

ذره ای از علاقه ام را به

امین گلم

ثابت کرده باشد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

بازم یه سلام پر انرژی از طرف ما به شما

با اینکه متاسفانه ما روز ولنتاین کنار هم نبودیم

اما کل روز رو داشتییم با هم حرف میزدیم و

مخابرات شدیدا از این اتفاق خوشحال بود

چون دو ماه دیگه حسابی از دماغمون در میاره

به هر حال از ته دلامون که یکیه (نیشخند) امیدواریم

ولنتاین حسابی بهتون خوش گذشته باشه

و از کسایی که توقع داشتین

 تبریک گرفته باشین

به هر حال ما تا ٢٩ بهمن همچنان

در هوای گرم ولنتاین میگذرونیم

حضور شما هم کلی بهمون انرژی مثبت

میده که هر روز بهتر از دیروز باشیم

همیشه منتظر حضورتون

تو کلبه ی عاشقانمون هستیم

و هیچ وقت از دیدنتون سیر نمیشیم

امیدواریم هر روزتون عاشقانه و

به شیرینی شکلاتای ولنتاین باشه

اینا هم از طرف ما تقدیم به شما

به مناسبت ولنتاین

                                

                                                                               امین و نیلوفر

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٦ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٩ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

یه سلام عاشقانه برای تمام اونایی که

با یه دنیا عشق و انرژی مثبت میان

توی کلبه ی عاشقانه ی ما

اول از همه به همه ی اونایی واجد

صلاحیت اومدن به اینجا هستن

یعنی پر از عشق و انرژی و نشاطن

خیر مقدم میگیم

مخصوصادوستای خوبمون که همیشه

در کنار ما هستن و به بهتر شدنمون

کمک میکنن

ما از امروز به بعد به پیشواز

اسپندارمزگان و ولنتاین

با چند روز اختلاف

٢٩ بهمن و ٢۵ بهمن میریم

و موضوع عکسا و نوشته هامون و

بیشتر تو این موضوع میزاریم

امیدواریم که خوشتون بیاد

واگر اومد برامون نظر بزارین

تا ماهم ازحضور شما خوشحال شیم

به امید موفقیت و خوشبختی تمامی

دوستان، بازدید کنندگان و همه ی

جوون های عاشق ایرونی

زنده باد جوون و جوونی

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٧ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۳ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

تقدیم به تمام بازدید کنندگان عزیز

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۳٠ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

مدتهاست آرزو دارم  من و اینجوری

تو آغوشت بگیری و من

باور کنم که کسی هست

که بودنم، نفس کشیدنم،

گریه کردنم، غم و غصه هام و...

همه چیزم واسش ارزش دارم

اما افسوس که تو حسرتش

دارم می سوزم و میمیرم..............

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

یادته کنار دریا روی ماسه های ساحل

گفتی که هرگزتوازمن نمیشی1لحظه غافل

دوتا فلب عاشقونه روی ماسه ها کشیدی

گفتی تار موی من رو به همه دنیا نمیدی

نه!!

مگه تو نگفته بودی واسه تو رفیق راهم

ماچه نقشه هاکشیدیم واسه فرداهای باهم

تو میگفتی که بمونیم پاک و بی ریا وساده

دستای هم و بگیریم توی پیچ و خم جاده

اما افسوس...

بمیرم اون دم آخر چی به روز عشقم اومد

هی نگاش به من میفتاد کاری ازمن بر نیومد

میدیدم جلوی موجا دنبال دستام میگرده

باغم و گریه و زاری میگه عشقم برمیگرده؟

مگه عشقم برمیگرده؟؟

ای خدا خودت نگاه کن دریا با دلم چه کرده...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

آغوش خواستم...

 

گفت : ممنوع است

 

 بوسه خواستم...

 

گفت : ممنوع است

 

 نگاه خواستم...

 گفت: ممنوع است

 

 نفس خواستم...

 گفت : ممنوع است

 

 حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه

 با یک بطری پر از گلاب

 آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه

 سنگ سرد مزارم را وچه ناسزاوار

 عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده

 نگاه می کند ودر حسرت نفس های از دست رفته

 به آرامی اشک می ریزد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

عشق

 عشق تنها برای یک بار می آید و برای تمام عمرش می آید عشق همان بود که به تو ورزیدم

حقیقتا همان یک بار و از بس بدان آویختم تا همیشه همه ی زندگی ام با آن پیش خواهد رفت پس تا همیشه عا شقت می مانم...


 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

این عکس با یک دنیا عشق تقدیم به همسر عزیزم

به مناسبت برگشتنش از مسافرتی که رفته بود 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

تقدیم به امین عزیزم

 برای تمام روزهایی که فکرمی کنه

کنارش نیستم

اما حتی اگر جسمم پیشش نباشه

روحم همیشه کنارشه 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢٢ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢٢ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

مرداب تنها بود و من تنها تر

مرداب آرام بود و من هم در آرامش به او نظاره میکردم

مرداب ساکت بود و مرا نیز سکوت فراگرفته بود

مرداب را دوست دارم

او بزرگ است

آرام است

ولی غمگین

و دل پر دردی دارد

حتی تکان هم نمی خورد که اگر تکان بخورد

وآرامشش به هم بخورد دیگر مرداب نیست!

با همه اینها ناگهان از او بدم آمد و متنفر شدم

چون از بی تحرکی و بی تعصبی او را لجن فرا گرفته...

مرداب تنها بود و من تنها تر یادتان باشد مرداب نمانید...

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٧ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

روزی که می خواست بره 10 تا بذر گل بهم داده گفت :

این 10 تا بزر رو بکار ،

هر وقت جوونه زدن من بر میگردم

منم اونا رو یکی یکی کاشتم ،

اما انگار این آخریه قصده جوونه زدن نداره

من اونقدر عاشق بودم که نفهمیدم

یک سنگ ریزه هیچوقت جوونه نمیزنه....

 یعنی اون هیچوقت بر نمیگرده ....

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٧ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

نمیگم عوض شدی تونه هنوزم مهربونی

حدسشومن زده بودم نمی خوای پیشم بمونی

روزایه اول این عشقو عشتیاقت تازه تر بود

حالا با صد التماسم دیگه پیشم نمیمونی

یک روزی خوندم یک جایی از عزیز بی وفایی

واسه دوامه یک عشق عاشقو  باید برونی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٧ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

انگار برای عاشقی آفریده شده بود یا نه؟!؟!؟!

برای رسوندن خبری از عاشقی به معشوقی یا
از معشوقی به عاشقی...

قاصدک رو گرفتم این بار هیچ خبری با خودش نداشت

اما نذاشتم بی خبر بره

تو گوشش زمزمه کردم و اون و به باد سپردم...

قاصدک نرفته برگشت و گفت:

شونه های من برای رسوندن این خبر ضعیف هستن،

این خبر سنگینه و این عشق بزرگ...

گفتم: برو...............

قاصدک به فکر فرو رفت، بعد لبخندی زد و گفت:

از دوست داشتن تا عاشق بودن را طولانییه،

راهی از رنج و عشق و صبوری

و هر کسی به این راه آشنا نیست...

پس عاشق اون کسی باش که

جواب عشقت رو خوب بده

بدرود.../

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٤ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

امشب روی نرده های پل با چشمهای بسته راه می روم

تا نشانت بدهم چه دلی دارم

فردا زیر پل دیدنی است...!!!

دل من روی زمین، زیر پل ریخته است...

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٤ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

کجایی که ببینی به یاد تو تا به سحر

کوچه رو پرسه میزنم

به آدما خاک می پاشم

به آیینه ها سنگ میزنم

فقط بدون! بدون تو دنیا برام رنگ نداره

زندگی لبخند نداره 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱۱ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

این است نمونه ی لحظه های عاشقانه ی ما...

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

می مونم تا همیشه چشم به راهت

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

اینه حاله من وقتی کنارم نیستی امینم

اینه چشمای من وقتی ولع دیدنت و داره

 دیگه چجوری باید بگم دلم برات تنگ میشه...

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

 

سنگها زدند و بالهایم شکست

پرنده ی بال شکسته شاید پرواز کند

اما

هیچ گاه اوج نمی گیرد

مانند انسان دل شکسته...

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

هرچند که امین من هیچ وقت دلم و نمیشکونه

و این واقعا یه حقیقت

و من از این بایت هم بهش افتخار می کنم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

بیا دنیارو تقسیم کنیم:

ستاره ها مال تو ،آسمون مال من

ماه مال تو، خورشید مال من

اصلا همشون مال تو ،ولی تو مال من

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

esarate eshgh

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

اگر می توانستم مجازاتت کنم

از تو می خواستم......

به اندازه ای که تو رو دوست دارم

مرا دوست داشته باشی

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت میدم،

چون همه چیزم تویی،

نمی خوام خوابتو ببینم،

چون تو خیلی خوش تر از خوابی،

اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و

دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی، صدام کن 

بهت قول نمی دم که ساکتت کنم

 اما منم پا به پات گریه می کنم.

اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی

تا سرش داد بزنی،

صدام کن قول میدم ساکت بمونم 

 اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی،

صدام کن، قلبم تنها خرابه ی وجود توست 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت

 تنها عشق بی دلیل بود

که تو دلیل آن شدی...

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٠ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

 

 دوباره روی چمن های باغ سبز خیالم دراز کشیده ام

وبه آسمان خیره شده ام.

تو مثل همیشه جلوی چشمانم هستی.....

نسیمی آرام خیالت را با خود می برد

پلکهایم این بومهای نقاشی شده از چهره ات را

آرام می گشایم...

آه ه ه ه ه........

هنوز عاشقم

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٤ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

تودلت می خواهد برایت از چه بگویم؟

از سپیدی صبح یا سیاهی شب؟

ازسپیدی برف یا از سیاهی ذغال؟

از سپیدی صلح یا از سیاهی جنگ؟

از سپیدی عشق یا سیاهی نفرت؟

از سپیدی وصل یا از سیاهی جدایی؟

از سپیدی شادی یا از سیاهی غم؟

از..................

اگر دلت نخواهد هیچ سخنی نخواهم گفت اما اگر بخواهی

جز از سپیدی نمیگویم...

زیرا من برای وصف سیاهی به دنیا نیامده ام.

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٤ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()

 

می خواهم تو را با تمام وجود فریاد کنم اما

حنجره ام پر است از بغض های نشکفته.

می خواهم نامت را صدا کنم اما نفس در سینه ام حبس شده...