عاشقانه می نویسم برای تو همراه همیشگی من
عاشقانه ای برای توکه ازپشت پرچین کوتاه باغهای شمالی نگاهم میکنی. نوشته شده توسط امین
برای تودخترک روستایی که عطرماهی وماسه دردستهایت جاریست.
برای تومینویسم که ساده عاشق میشوی
که درچشمهایت معجزه ی دریانهفته.
صدایم کن که ازشالیزاربه سویت بدوم
صدایم کن که جنگل هنوزدلش برای میرزاتنگ است.
دخترآب مادرت باریدونارنج زارهاعروسی شد.
سادگی ازتومعنی گرفت.
اززایش سینه های توسفیدرودسیراب شد.
صدایم کن که بهانه میخواهم برای رفتن به دریا
بهانه ای که لب ساحل بانگرانی منتظرم باشد.
ترانه ای محلی بخوان وازمیان باغهای چای میهمانم کن به آن زیبای همیشه آبی.
من به میهمانی چشمهای توعادت دارم ای زیبای همیشه آبی.
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٦ساعت
٦:٠۸ ب.ظ توسط امین و نیلوفر نظرات ()
| Design By : Pichak |

