دوستان عزیز وبلاگ ما با یکسری اختلالات مواجه شده هیچ گونه از تبلیغات و لوگو ها رو نشون نمیده در اولین فرصت که درست بشه حتما اقدام می کنیم. پس صبورانه منتظر تغییرات باشید. سپاسگذاریم.
سلام سلام سلام یه دنیا شرمنده ایم که انقد تاخیر داشتیم مشکلات زندگی انقدر مشغولمون کرده بود که واقعا متوجه نشدیم که کی سال به نیمه رسید خلاصه خوب و بد داره میگذره ولی اگر بخوایم انصاف و رعایت کنیم باید بگیم که امسال خیلی داره بهتر از پارسال میگذره البته بیشتر برای امین 3/مرداد/90 من (نیلوفر) 22 ساله شدم و این مهمترین رخداد زندگیم در نیمه اول سال بوده تو این مدت سعی کردیم که بیشتر هوای همدیگرو باشیم و زندگی رو آسونتر بگیریم و امین توی این موضوع خیلی موفق تر بوده. امین برنامه جدیدی برای زندگی طراحی کرده و داره با سرعت نور به سمتش حرکت میکنه اصولا هم نظر من چندان براش مهم نیست و فقط به من غر میزنه که منطقی نیستی و تماما خودش منطقی به هر حال ما کماکان هستیم و زندگی میکنیم نظرات پر لطفتون رو هم دریافت می کنیم و حدودا 95% رو هم پاسخگو بودیم. بازهم منتظر نظرات پر مهرتون و حضور گرمتون هستیم. (نیلوفر): من در ادامه مطلب کمی درد دل کردم که اگر دوست داشتین میتونید بخونید و نظرات و پیشنهاداتتون رو هم بگین من مشتاقانه منتظرتون هستم. دوستون داریم امین و نیلوفر (نیلوفر): سلام با یه عالمه خبر خوب اومدم. اولیش که مهم ترینشه تولد امین عزیزم *امین عزیزم ٢٨ سالگرد* *تولدت مبارک* امین عزیزم بیشتر از همه چیز و همه کس بعد از خدا دوست دارم، عاشقتم و دیوانه بار میپرستمت ایشا الله به همه آرزوهای قشنگت برسی و ١٠٠٠ ساله بشی سالم و سلامت. خبر دوم اینکه دقیقا همین امروز صبح امین جونم کار پیدا کرد. خیلی عالی نیست اما از بیکاری خیلی بهتره البته کارش فوق العاده با کلاس و شیکه و کلیم مزایا داره. از همه شما دوستان ممنون که به جشن ما اومدین... ازتون میخوام که برای امین عزیزم آرزوهای قشنگتون رو هدیه بدین. منتظر کادوهاتون که از ذهن پر شورتون نشات میگیره هستیم. دوستون دارم یه عالمه. بعدا نوشت: اینکه امشب چجوری گذشت رو هم در ادامه مطلب نوشتم. به زودی براش رمز میزاریم پس زود بخونیدش البته به دوستانمون بعدا هم رمز میدیم. دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش میدانستی بدون تو و به دور ازدستهای مهربانت زندگی چه نا شکیباست...
امیدوارم که این پیشکش کوچک ذره ای از علاقه ام را به امین گلم ثابت کرده باشد.
مدتهاست آرزو دارم من و اینجوری تو آغوشت بگیری و من باور کنم که کسی هست که بودنم، نفس کشیدنم، گریه کردنم، غم و غصه هام و... همه چیزم واسش ارزش دارم اما افسوس که تو حسرتش دارم می سوزم و میمیرم.............. آغوش خواستم... گفت : ممنوع است بوسه خواستم... گفت : ممنوع است نگاه خواستم...
گفت: ممنوع است نفس خواستم...
گفت : ممنوع است حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه
با یک بطری پر از گلاب
آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه
سنگ سرد مزارم را وچه ناسزاوار
عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده
نگاه می کند ودر حسرت نفس های از دست رفته
به آرامی اشک می ریزد.
نمیگم عوض شدی تونه هنوزم مهربونی حدسشومن زده بودم نمی خوای پیشم بمونی روزایه اول این عشقو عشتیاقت تازه تر بود حالا با صد التماسم دیگه پیشم نمیمونی یک روزی خوندم یک جایی از عزیز بی وفایی واسه دوامه یک عشق عاشقو باید برونی انگار برای عاشقی آفریده شده بود یا نه؟!؟!؟! برای رسوندن خبری از عاشقی به معشوقی یا قاصدک رو گرفتم این بار هیچ خبری با خودش نداشت اما نذاشتم بی خبر بره تو گوشش زمزمه کردم و اون و به باد سپردم... قاصدک نرفته برگشت و گفت: شونه های من برای رسوندن این خبر ضعیف هستن، این خبر سنگینه و این عشق بزرگ... گفتم: برو............... قاصدک به فکر فرو رفت، بعد لبخندی زد و گفت: از دوست داشتن تا عاشق بودن را طولانییه، راهی از رنج و عشق و صبوری و هر کسی به این راه آشنا نیست... پس عاشق اون کسی باش که جواب عشقت رو خوب بده بدرود.../
کجایی که ببینی به یاد تو تا به سحر کوچه رو پرسه میزنم به آدما خاک می پاشم به آیینه ها سنگ میزنم فقط بدون! بدون تو دنیا برام رنگ نداره زندگی لبخند نداره این است نمونه ی لحظه های عاشقانه ی ما... اینه حاله من وقتی کنارم نیستی امینم اینه چشمای من وقتی ولع دیدنت و داره دیگه چجوری باید بگم دلم برات تنگ میشه...
سنگها زدند و بالهایم شکست پرنده ی بال شکسته شاید پرواز کند اما هیچ گاه اوج نمی گیرد مانند انسان دل شکسته... هرچند که امین من هیچ وقت دلم و نمیشکونه و این واقعا یه حقیقت و من از این بایت هم بهش افتخار می کنم بیا دنیارو تقسیم کنیم: ستاره ها مال تو ،آسمون مال من ماه مال تو، خورشید مال من اصلا همشون مال تو ،ولی تو مال من اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم...... به اندازه ای که تو رو دوست دارم مرا دوست داشته باشی بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت میدم، چون همه چیزم تویی، نمی خوام خوابتو ببینم، چون تو خیلی خوش تر از خوابی، اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی، صدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم اما منم پا به پات گریه می کنم. اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی، صدام کن قول میدم ساکت بمونم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی، صدام کن، قلبم تنها خرابه ی وجود توست
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت تنها عشق بی دلیل بود دوباره روی چمن های باغ سبز خیالم دراز کشیده ام وبه آسمان خیره شده ام. تو مثل همیشه جلوی چشمانم هستی..... نسیمی آرام خیالت را با خود می برد پلکهایم این بومهای نقاشی شده از چهره ات را آرام می گشایم... آه ه ه ه ه........ تودلت می خواهد برایت از چه بگویم؟ از سپیدی صبح یا سیاهی شب؟ ازسپیدی برف یا از سیاهی ذغال؟ از سپیدی صلح یا از سیاهی جنگ؟ از سپیدی عشق یا سیاهی نفرت؟ از سپیدی وصل یا از سیاهی جدایی؟ از سپیدی شادی یا از سیاهی غم؟ از.................. اگر دلت نخواهد هیچ سخنی نخواهم گفت اما اگر بخواهی جز از سپیدی نمیگویم...
می خواهم تو را با تمام وجود فریاد کنم اما حنجره ام پر است از بغض های نشکفته. می خواهم نامت را صدا کنم اما نفس در سینه ام حبس شده... کاش می توانستم دلتنگیهایم را روی تکه ای ابر بنویسم تا بدانی که اگر ببارد... باران دنیا را می گیرد... مهم نیست که فردا چی میشه،مهم اینه که امروز دوست دارم. مهم نیست فردا کجایی،مهم اینه هر جا هستی دوست دارم. مهم نیست تا ابد با هم نباشیم،مهم اینه تا ابد دوست دارم. مهم نیست قسمت چی میشه، مهم اینه قسمت شد دوست داشته باشم کسی را در خواب دیدم که دستهایش بارانی بود کسی که در من رویید، سوار بر اسب چوبی گفت: سهم من سهم تو. خواب کسی را دیدم که دلم برایش تنگ شده کسی که مثل آن روزها هنوز دوستم دارد. دلم برای کسی تنگ شده که وقتی سر بر سینه اش مینهادم آسمان آبی بود. من خواب دیده ام که او به زودی با یک بغل نیلوفر و خدایی که در این نزدیکیست برای همیشه می آید. عاشق همیشگی تو نیلوفر امین عزیزم می دونم این روزها مشکله جسمی که برای برادرت ایجاد شده ناراحتت کرده از همین جا از صمیم قلبم برای ایمان عزیز خالصانه دعا میکنم تا هرچه زودتر سلامت اولیش رو پیدا کنه به امید اینکه همیشه ایمان و امین عزیزم
در کنار هم خوش و خرم باشن. نیلوفر
من میروم تا در پس ستارگان خاموش خویش گم شوم بی آنکه تو را در آسمان کوچک خویش گم کنم و دیگر هرگز از تو نخواهم پرسید که چر ا وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتی تجسم آسمان کوچک من در آن گم شد اینجا دل غریب است کسی اشکهایم را نمی بیند کسی دردم را احساس نمی کند فقط من مانده ام با یک دنیا خاطره..... خاطره های با تو بودن را هر شب مرور می کنم من با خاطرات تو زنده هستم با عشقت دوباره به دنیا آمدم با وجودت زندگی می کنم و با عشقت می میرم و تا ابد دیوانه وار دوستت خواهم داشت به نام آنکه یادش آرامش بخش دلهاست برای شروع میخوام به یه نکته ی خیلی مهم اشاره کنم من در بلاگفا هم وبلاگ دارم اما اون وبلاگ فقط دل نوشتست برای از یاد نبردن تلخی ها و شیرینی ها اما این وبلاگ رو تنها به عشق تنها بهانه ی نفس کشیدنم و زندگی کردنم امین عزیزم ساختم و ادامه خواهم داد شاید این کوچیکترین هدیه ی من برای بهترین، فداکارترین، با گذشت ترین و عاشق ترین همراه دنیا باشه راسته متنی که ارائه شده هم اثری از امین عزیزم که بی نظیر و قهارانه با کلمات خلق کرده. به امید اینکه بتونم بهترین و عاشقانه ترین مطالب رو براتون بنویسم. نیلوفر خودم را به شب شعر چشمهایت تحمیل می کنم، گرچه نگاهت از آن من است. من قلکم را شکستم، می خواهم از خدا برای شبهایت خورشید بخرم. دوست دارم تو را به شهربازی جنگل ببرم تا کمی زندگی، بازی کنیم. من تو را بر زورق دستهایم سوار میکنم تا در دریای چشمهایم برای بچه ماهی هاقصه بگویی من و تو باید سوار بر چرخ، فلک را دور بزنیم... من و تو باید ما بشویم فقط من و تو


ادامه مطلب




ادامه مطلب







از معشوقی به عاشقی...





![]()

که تو دلیل آن شدی...![]()

هنوز عاشقم![]()
زیرا من برای وصف سیاهی به دنیا نیامده ام.![]()


من

| Design By : Pichak |
























































































































